جزیره


صدای پای من،

با صدای چکه های باران 

یکی می شد . 

من هم با باران یکی شدم.

باریدم. 

باران بارید 

و من با ابر یکی شدم 

گریستم . 

برای خودم .

برای تو .

برای پرنده کوچکی که باران لانه اش را از او گرفت ..

برای مظلومیت همه آنهایی که خیس بودند ...

زیر باران قدم زدم . 

از خود می پرسیدم :

من و باران که با هم رفیقیم ؟!

پس از چه روست که من امشب دلگیرم ؟ 

باران صدای قدم هایم را می شست و می برد . 

و من در صدایی جدید پیچیده شدم 

صدا را نمی شناختم ؟ 

این جا کجاست ؟ 

حتی باران نیز دیگر با من سر رفاقت ندارد . 

به صدای قدم های باران گوش می کنم 

تنها 

از این طریق است که می توانم راه بازگشت را بیایم.

+ نوشته شده در ۱۳٩۱/۱٠/۱٢ساعت ۳:۳٢ ‎ب.ظ توسط فاطمه نظرات ()


HOME
E-Mail
Night Skin


Archives

اسفند ٩٤

شهریور ٩٤
امرداد ٩٤
تیر ٩٤
خرداد ٩٤
اردیبهشت ٩٤
فروردین ٩٤
اسفند ٩۳
بهمن ٩۳
دی ٩۳
آذر ٩۳
آبان ٩۳
مهر ٩۳
شهریور ٩۳
امرداد ٩۳
تیر ٩۳
خرداد ٩۳
اردیبهشت ٩۳
فروردین ٩۳
اسفند ٩٢
بهمن ٩٢
دی ٩٢
آذر ٩٢
آبان ٩٢
مهر ٩٢
شهریور ٩٢
امرداد ٩٢
تیر ٩٢
خرداد ٩٢
اردیبهشت ٩٢
فروردین ٩٢
اسفند ٩۱
بهمن ٩۱
دی ٩۱
آذر ٩۱
آبان ٩۱


Categories

دل نوشته(٢۸۸)
شعر و ادبی و ترانه(٢٥۳)
آموزنده(۱٤٠)
مذهبی(٩٤)
طبیعت(٧۸)
نقاشی و هنری(٥۱)
آشپزی شیرینی پزی و سفره آرایی(٤٩)
طنز(٢۸)
تصاویر(٢۳)
روان شناسی(٢٠)
پرندگان و حیوانات(۱٩)
مطالب خواندنی(۱۱)
داستان(۱٠)
بهداشت سلامت و زیبایی(۱٠)

پيوندهاي مفيد



تدبیر اقتصاد
آپلود عکس
قالب وبلاگ
گالری عکس
موسیقی
وصیت نامه آنلاین
ابزار وبلاگ نویسی

مجله نایت پلاس




Links

نازی
نایت گالری
قالب های نایت اسکین


آمار وبلاگ
کاربران آنلاین:
بازديدها :


Design by : Night Skin



Making MusiC