رهگذر

رهگذر

سخن از ماندن نیست،من و تو رهگذریم،راه طولانی و پر پیچ و خم است،همه باید برویم تا افقهای وسیع،تا آنجا که محبت پیداست و شاید اینجا سر آغاز بودن است و من و تو و هیاهوئی در شهری سبز و آبی و خاکستری

ما می گریزیم

شاید از بودن

شاید از ماندن

شاید از رفتن

جز هراس ما را چه باید

من و تو رهگذریم

به فردا بیند یش به طلوعی دیگر و به آغازی دوباره و ما گشایندهء راهیم لغزش صبر مداومت

ولی بدان و باور کن

اینجا بی شک آغاز بودن ماست

/ 0 نظر / 22 بازدید