نسیم خیالت

گلبرگ افکارم را نوازش می کند

و من پر از بال پروانه ها

در هوای انتظار

دلم برایت پر می زند

تو با تمام نبودنت

گل های عالم را

در من بسیج کرده ای

تا سر به عصیان عطر تو بگذارند

و من روی ماهِ خدا را می بوسم

که جهانم از تو چراغانی ست

روزی که خیالم تو را نبیند

دیگر چشم هایم را دوست ندارم

و دست هایم 

این نامه های سرگردان را

در باد دفن خواهم کرد

/ 0 نظر / 13 بازدید