قایق که بودم ، از آب شکست خورده ام
غبار که بودم ، از باد
سبز که بودم ، از خاک

و هر چه بوده و نبوده ام ، از آتش
از وجود
شکست خورده ام

اما بر مرگ چیره خواهم شد

چرا که آب می میرد
باد می میرد
خاک و آتش نیز می میرند

اما
کلمه باقی می مانَد

و من
شعر می شوم و می روم
شعر می شوم و می مانم

و می دانم
که هیچ دیده ای را توان آن نیست
تا از غروب های زیبا چشم بردارد ..


شیرین فروغان

/ 0 نظر / 11 بازدید